سمت جدید اعلامیه جهانی حقوق بشر (من)

آن را ضروری است برای تغییر این امور مبادا زندگی را تبدیل به کاملا غیر قابل تحمل برای اکثریت قریب به اتفاق نوع بشر است. لحظه ای تنها آزادی سمت چپ که برای اکثریت قریب به اتفاق این است که آزادی به طرز ناراحت کننده بی بضاعت ما را چهره به چهره با بدبختی از آزادی است. به منظور خارج شدن از این جهنم به ظاهر برنامه ریزی شده توسط یک حریص و کاملا نابخردانه طراحی توزیع نابرابر از ترس و امید نیاز به تغییر. آن را ضروری است که اکثریت قریب به اتفاق دست آوردن مجدد برخی از امید و برای این اتفاق ضروری است که اقلیت های کوچک پر شده با بیش از حد امید (ناشی از خود را نه از ترس مقاومت از کسانی که اما ترس) احساس ترس دوباره. این کار نیاز به بسیاری از پارگی و مبارزات در اجتماعی, سیاسی, فرهنگی, معرفت شناختی و ذهنی و intersubjective سطح. قرن گذشته آغاز شده احساس خوش بینانه است که پارگی با ترس و تلاش برای امید بودند در دست است و آنها موفق خواهد بود. در ابتدا که خوشبینی رفت و با دخولی نام سوسیالیسم و کمونیسم. این شد بعد با یک جدید صورت فلکی از نام مانند جمهوریخواهی سکولاریسم و laicism. به عنوان قرن پیشرفت سایر نامها و عبارات آمد مانند آزادی از حکومت استعماری خود مختاری, دموکراسی, حقوق بشر, آزادی زنان و رهایی ، در این نیمه اول قرن 21 زندگی می کنیم و در میان خرابه های بسیاری از کسانی که نام. دو مورد اول به نظر می رسد در بهترین حالت تنزل به کتاب های تاریخ به فراموشی غرق در بدترین حالت. بقیه وضع اگر نه ریخت و پس از آن حداقل بی حس شده توسط این تجمع به عنوان بسیاری از شکست به عنوان آنها در حال پیروزی است. این است که چرا پارگی و مبارزات علیه despicably توزیع نابرابر از ترس و امید ملزم به عنوان یک زن وظیفه ای در نظر چگونه شکننده تمام ابزار در اختیار ما هستند. در واقع این اختلاف است که خود جلوه ای از امروز عدم تعادل بین ترس و امید. مبارزه با عدم تعادل باید شروع به استفاده از ابزار است که آینه تعادل. تنها از طریق موفقیت آمیز مبارزات در برابر عدم تعادل آن را ممکن است برای اشاره به گسترده اکثریت با گسترش امید و رو به کاهش ترس.

زمانی که پایه نزول آنها تبدیل به خرابه. هنگامی که وجود دارد به نظر می رسد چیزی جز خرابه های اطراف شما تنها انتخاب باقی مانده برای شما به جستجو در میان ویرانه ها به دنبال نه تنها برای حافظه از چه چیزی استفاده می شود بهتر است اما در درجه اول برای نحوه disidentify خود را از هر آنچه در آن بود که در طراحی از پایه ساخته شده کل عمارت خیلی شکننده است. این فرایند شامل مرده تبدیل خرابه ها به زندگی آنهایی که, و آن را باید به عنوان بسیاری از ابعاد به عنوان مورد نیاز است توسط یک جلو نگاه اجتماعی و باستان شناسی. در شروع سال جدید lets begin با حقوق بشر است. حقوق بشر دوگانه با شجره نامه. در این دوره از تاریخ طولانی خود از قرن 16 آنها را پی در پی (و گاهی اوقات به طور همزمان) در خدمت مشروعیت بخشیدن Eurocentric, سرمایه داری و استعمار و ستم و برای مشروعیت بخشیدن به مبارزات علیه که بسیار ظلم و ستم. اما آنها همواره بسیار بیشتر از یک ابزار سرکوب از یک ابزار در مبارزه با ظلم و ستم. از این رو سهم خود را به وضعیت امروز شدید نابرابری در تقسیم جهانی از ترس و امید. در اواسط قرن گذشته پس از اروپا بود ویران شده توسط دو جنگ که اثرات تاثیر سراسر جهان به دلیل استعمار حقوق بشر رسیده پوینت با اعلام این اعلامیه جهانی حقوق بشر بود که به ارائه ایدئولوژیک شالوده کار انجام شده توسط سازمان ملل متحد. در 10 دسامبر سال گذشته اعلام جشن آن 71 سالگرد. این محل به کشتی سوار در یک تجزیه و تحلیل دقیق از این اعلام شد که دور از جهانی در وهله اول (از آن است که در واقع بسیار Eurocentric هر دو فرهنگی و سیاسی) اما است که به تدریج به ایستادن برای جهانی روایتی از کرامت انسانی.

می توان گفت که از سال 1948 تا 1989 حقوق بشر عمدتا به عنوان ابزاری برای جنگ سرد هر چند این باقی مانده یک اقلیت مشاهده برای مدتی. این هژمونیک حرف از حقوق بشر توسط دولت های دموکراتیک غربی به عنوان یک روش تاکید داری برتری vis-à-vis نوع کمونیسم سوسیالیستی بلوک تشکیل شده توسط اتحاد جماهیر شوروی و چینی رژیم. با توجه به این که شعارهای نقض حقوق بشر رخ داده است به طور انحصاری در این بلوک و در هر کشور که طرفه با آن و یا تحت آن نوسان. نقض حقوق بشر در “دوستانه” کشورهای غربی که بیش از ما به طور فزاینده ای طولانی خود را در نوسان بودند یا نادیده گرفته و یا سکوت. برای مدت زمان طولانی پرتغالی فاشیسم بهره مند از این “جامعه شناسی غیبت” آیا به عنوان اندونزی هنگامی که آن را مورد تاخت و تاز و اشغال تیمور شرقی و یا اسرائیل از آغاز استعمار اشغال فلسطین تا به امروز. به طور کلی اروپایی استعمار بود برای یک مدت زمان طولانی ذینفع اصلی این جامعه شناسی از غیبت. سرمایه داری اخلاقی برتری سوسیالیسم ساخته شده بود در این شیوه با همکاری فعال احزاب سوسیالیست جهان غرب. این روند نمی شد رایگان از تناقض است. در طول این دوره, حقوق بشر, شدند اغلب استناد توسط سازمان های اجتماعی و جنبش ها در کشورهای سرمایه داری و کشور ما تحت تاثیر قرار به عنوان شکلی از مقاومت در برابر نقض فاحش از این حقوق. در سطح بین المللی امپریالیستی مداخلات بریتانیا و ایالات متحده در خاورمیانه و ایالات متحده در آمریکای لاتین در طول قرن 20 شد و هرگز به عنوان نقض حقوق بشر به رغم این واقعیت که تعداد زیادی از فعالان حقوق بشر قربانی جان خود را برای دفاع از آنها. از سوی دیگر به مبارزات سیاسی برپا در بسیاری از کشورها و در شمال اقیانوس اطلس کشورهای سرمایه داری به طور خاص باید به تدریج گسترش یافته تعداد, حقوق بشر, اضافه, اجتماعی, اقتصادی و فرهنگی و حقوق, لیست حقوق مدنی و سیاسی. بنابراین ظهور شکاف بین کسانی که (لیبرال کمپ) که به ترتیب اولویت مدنی و سیاسی بیش از همه حقوق دیگر و کسانی که (سوسیالیستی یا سوسیال دموکرات اردوگاه) داد که اولویت را به حقوق اقتصادی و اجتماعی و یا indivisibility از حقوق بشر است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>