برای مقابله با نابرابری ما نیاز به شروع به صحبت کردن در مورد که در آن ثروت می آید از

آیا مردم در بریتانیا خشمگین غنی ؟ با توجه به مطالعات جدید منتشر شده در این هفته در پاسخ به این سوال این است که: نه واقعا.

مطالعات یک سفارش با اعتماد به لندن و دیگری مالیات بر عدالت UK, بررسی نگرش عمومی نسبت به ثروت مبتنی بر تمرکز بر گروه برگزار شد در سراسر انگلستان است. هر دو یافت می شود که بسیاری از افراد نسبتا محتوا با افراد پولدار و حملات ثروتمند اغلب بازدید منفی.

این یک معضل برای ترقی خواهان. در سال های اخیر در جناح چپ رهبران در هر دو طرف اقیانوس اطلس گرفته اند بیشتر در مقابله رویکرد نسبت فوق العاده غنی است. در انگلیس حزب کارگر را فریاد جنگ تحت رهبری جرمی Corbyn شده است ‘برای بسیاری از, نمی, چند, در حالی که در ایالات متحده برنی ساندرز ساخته شده است که هیچ راز خود را تحقیر برای میلیاردرهای.

اما اگر آن را معلوم است که مردم عادی نمی موافق هستید ؟ یک دیدگاه برای این معضل عنوان شده توسط Sonia Sodha در ناظر است به قبول است که “اعتقاد به این که بریتانیا است شایسته سالاری است و ریشه دوانده در جمعی ما روان” و تنظیم سیاست ها و روایت درآمده است. این به معنی فرار از کلاس-جنگ لفاظی و به جای رو به جلو قرار دادن راه حل های طراحی شده برای درخواست تجدید نظر به شایسته سالاری جهان بینی. این ممکن است شامل به عنوان مثال بستن مالیات بر نقاط ضعف و خاص افزایش مالیات بر اساس عدالت و بهره وری.

Sodha مناسب است به اشاره است که این استراتژی این است که بیشتر احتمال دارد به صدای سنج ایجاد کردن با افراد موجود در نگرش نسبت به ثروت. به عنوان نویسندگان این مالیات عدالت بریتانیا گزارش توجه کنید: “شرکت کنندگان در گروه های تمرکز تا حد زیادی بر این باورند در شایسته سالاری. کسانی که با ثروت دیده می شد به عنوان به دست آورد آن را از طریق کار سخت است.” شرکت کنندگان در اعتماد به لندن تحقیقات ابراز مشابه views.

اما آیا این به این معنی است که ترقی خواهان باید قبول راه چیزهایی هستند و حرکت می کند ؟ نه لزوما. به عنوان یک فیلسوف یک بار گفت: “فلاسفه تنها به تفسیر جهان در راه های مختلف; نکته این است به آن را تغییر دهید.”

نظرات مردم نیست تشکیل شده در خلاء: آنها به شکل اجتماعی و نیروهای سیاسی که در طول زمان تکامل. مارگارت تاچر نئولیبرالی انقلاب بود که فقط موفق به دلیل آن را جایگزین اقتصاد – آن موفق بود چرا که در آن تعبیه شده خاص روایت در مورد چگونه ثروت ایجاد شده است و توزیع در جامعه. این جهان است که در آن تا زمانی که به اندازه کافی وجود دارد رقابت و بازار آزاد هر فردی خود را دریافت خواهید کرد فقط پاداش در رابطه با واقعی خود را کمک به جامعه است. وجود دارد در میلتون فریدمن مشهور شرایط “هیچ چیزی به عنوان ناهار رایگان”. آن را به یک جهان که در آن کسب و کار “ثروت ” سازندگان” که ایجاد شغل و رانندگی نوآوری و صاحبان کسب و کار به عنوان پاداش مالی موفقیت – بدون در نظر گرفتن چگونه عظیم هستند.

تونی بلر ‘راه سوم’ تا حد زیادی پذیرفته شده این روایت از ایجاد ثروت و تا نسبتا به تازگی هیچ کس در جریان اصلی سیاست بریتانیا آن را به چالش کشید. آیا واقعا هیچ جای تعجب است که اکثر مردم آن را باور کنید ؟

مشکل این است که آن را خرس شباهت کمی به چگونه اقتصاد در واقع کار می کند. در حالی که درست است که کار سخت خواهد شد و به طور کلی کمک به شما در کسب درآمد بیشتر این علیت ندارد در معکوس: نه همه ثروت محقق شده است از طریق کار سخت است. در عمل توزیع ثروت کمی برای انجام با سهم و همه چیز را با سیاست و قدرت است.

کسی است که در انگلستان متولد شد را کسب بیش از کسی متولد شده در کشورهای جنوب صحرای آفریقا و حتی اگر آنها انجام دقیقا همان کار. چرا ؟ چرا که یکی بود به اندازه کافی خوش شانس به دنیا آمد در یک کشور قدرتمند با میراث امپریالیسم است که تقلب قوانین اقتصاد جهانی به نفع خود. اقتصاددان برانکو Milanovic برآورد کرده است که 60 درصد از کسی درآمد تعیین می شود که در آن به دنیا آمده و اضافی 20% تعیین می شود سطح درآمد پدر و مادر خود را. این به این معنی است که محل تولد و والدین, پس زمینه با حدود 80% از کسی قدرت درآمد به طور متوسط.

در سن ‘self-made” میلیونر, قرعه کشی تولد است مهم تر از همیشه. به عنوان آلودگی و زندگی یک بار گفت: “اگر ثروت بود و نتیجه اجتناب ناپذیر از کار سخت و سازمانی هر زن در آفریقا خواهد بود یک میلیونر است.”

در کشورهای شدید اقبال تقریبا همیشه مشتق از کنترل بیش از یک ترساندن منابع سوخت های فسیلی و مواد معدنی و زمین انحصار شبکه پول و غیره. به اوایل اقتصاددانان کلاسیک این نوع از ثروت به دست آمده به سادگی به عنوان یک دروازه بان به منابع کمیاب – تلقی می شد به طور ناخواسته و با اشاره به آن به عنوان “رانت اقتصادی’. اما امروز پنج شنبه بار لیست غنی است که توسط rentiers – سرمایه داران املاک و مستغلات, غولهای نفت, بارون, انحصارطلبان و اشراف – که بسیاری از آنها به دست آورد اصلی خود ثروت در تا حدودی سوال برانگیز شرایط.

به عنوان فضل Blakeley آن قرار می دهد: “شما نمی میلیاردر شدن از طریق کار. شما را تبدیل به یک میلیاردر از طریق ارث فساد یا رانت اقتصادی میشود – و یا در بسیاری از موارد برخی از ترکیبی از هر سه.”

اما آن را فقط میلیاردرهای است که جمع آوری ثروت بدون کار. بیش از یک سوم از درآمد در بریتانیا پرداخت می شود به عنوان سرمایه درآمد (سود سهام اجاره و بهره) و نه از کار درآمد (حقوق و دستمزد). سرمایه درآمد ذاتا منفعل: این نیست مربوط به کار یا مهارت اما مالکیت. و در حالی که سرمایه مالکیت توزیع بسیار نابرابر در دهه های اخیر تغییرات به حقوق بازنشستگی و بازار مسکن را فعال کرده باشید بسیاری از طبقه متوسط خانوار برای پیوستن به سرمایه درآمد نا مشروع قطار و جمع آوری ثروت بدون بلند کردن انگشت.

همانطور که من نوشته ام در مورد قبل از سال 1995 سه چهارم از تمام ثروت انباشته شده در انگلستان – مجموعا £5 تریلیون آمده است از افزایش قیمت خانه. نیروی محرکه افزایش قیمت مسکن شده است افزایش قیمت زمین. اما زمین است نه یک منبع ثروت اما از رانت اقتصادی. حقیقت این است که اکثر ثروت از طریق بازار مسکن شده است به دست آورد در هزینه دیگران که در حال حاضر شاهد بیشتر از درآمد خود را با اجاره بیشتر و بزرگتر پرداخت وام مسکن. رونق مسکن نیست یک مثال از ایجاد ثروت اما توزیع مجدد ثروت در یک مقیاس بی سابقه است.

و پس از آن وجود دارد ارث: در اطراف £100 میلیارد دلار از ثروت است که به صاحبان جدید هر سال بدون هیچ گونه مربوط به فعالیت های تولیدی بسیار از آن فرار هر گونه مالیات.

به طور کلی نسبت ثروت در بریتانیا است که واقعا می تواند نسبت به “کار سخت” اما آزادانه تعریف شده است infinitesimally کوچک است. این ایده که در انگلیس است, شایسته سالاری, اما, جذاب, عینی نادرست – و ما نباید ترس به آنان است ، اما آن را به سختی تعجب آور است که بسیاری از مردم بر این باورند بریتانیا است شایسته سالاری که Thatcherite روایت رفته بلامنازع برای چند دهه.

اگر این چپ است که برای رسیدن به تاریخی خود را با هدف دستیابی به عدالت توزیعی آن را نمی توانید انجام دهید تا با تکرار طوطی وار یک روایت بر ثروت است که طراحی شده است برای ترویج علت تاچریسم. در عوض ما باید به توسعه مشخص و قانع کننده روایت در مورد چگونه ثروت است که واقعا ایجاد و توزیع در جامعه.

این به این معنی به رسمیت شناختن است که ثروت ایجاد یک فرایند جمعی شامل بسیاری از مختلف وابسته ذینفعان – کارگران, دولت, محیط زیست طبیعی, جامعه مدنی, و بله, کارآفرینان. به این معنی برجسته چگونگی مکانیسم ارتباط سهم و پاداش برای هر یک از این ذینفعان است و اساسا شکسته: کارگران پرداخت می شود کمتر از ارزش آنها ایجاد صاحبان تصاحب ثروت آنها ایجاد نمی وسیع سود ساخته شده با از بین بردن اکوسیستم های ما و نقش دولت در ایجاد ثروت کم ارزش گذاری شده است. و به این معنی پیشنهاد ساز و کارهای جدید برای توزیع پاداش های مالی که با دقت بیشتری منعکس جمعی طبیعت ایجاد ثروت و توازن قدرت بین سرمایه و کار.

مهمتر از آن نیز به معنی به چالش کشیدن این ایده که افزایش قیمت دارایی ها – بریتانیا مورد علاقه شکل از ثروت به منزله ایجاد ثروت. به عنوان جان استوارت میل نوشت در سال 1848:

“اگر برخی از ما رشد غنی در خواب ما که در آن ما فکر می کنم این ثروت در راه است ؟ آن را نمی کند دلیلی از هوا نازک. آیا بدون هزینه کسی یک انسان دیگر. می آید از میوه های دیگران زايمانها که آنها را دریافت نمی.”

این فقط در مورد ویژگی های برنده شدن در یک بحث – آن را نیز در مورد برنده شدن در صندوق های رای. هر دو قطعه از تحقیقات منتشر شده در این هفته متوجه شد که اگر چه بسیاری از افراد مشاهده انباشت ثروت در یک نور مثبت آنها را نگه دارید یک مقدار بیشتر دیدگاه های منفی از ثروت است که به دست آورده از طریق کار سخت و یا مهارت. به عنوان اعتماد به لندن گزارش اشاره می کند:

“کسانی که تصور می شد به دست آورد خود را در وضعیت و موقعیت مالی از طریق کار سخت تلقی می شد به مستحق آن… مقایسه آن تلقی می شود نه به حال به کار سخت شد بازدید کمتر favourably.”

که در آن مردم ثروت می آید از مسائل. اگر مردم می تواند متقاعد شود که بریتانیا نمی کاملا به عنوان شایسته سالاری آن را به عنوان ساخته شده به نگرش عمومی نسبت به ثروت را می توان منتقل شده در یک پیشرفته تر جهت. در واقع نویسندگان این اعتماد به لندن گزارش کرد که “اگر سیاست گذاران مایل به آدرس نابرابری آنها ممکن است انجام دهید بهتر است به فکر می کنم از نظر روایات چگونه ثروت به دست آورد”.

این روایات نمی خواهد تغییر یک شبه. اما آنها تغییر نمی دهد مگر اینکه در همه ترقی خواهان مبارزه برای تغییر آنها – فقط به عنوان مارگارت تاچر را در 1980s.

این به این معنا نیست نخوری تمایل طبیعی مردم را به کسب درآمد بیشتر و یا حمله به صاحبان کسب و کار موفق که درمان کارکنان خود و محیط زیست هست. اما این به آن معنا نقشه کشی توجه به سوخت های فسیلی مدیران که در حال غنی سازی خود را با از بین بردن این سیاره; بانکداران که نقد در بحران آنها ایجاد می شود; اشراف که زندگی کردن اجداد خود بد بدست سود و استثمار کارفرمایان که underpay کارکنان خود را.

در سیاست شما هم می توانید شکل و یا به شکل آن است. در مورد این موضوع وجود دارد ،

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>