روان سلول

ما در حال حاضر محدود به آزادی. تا همین اواخر ما را دوست داشت به تکرار این شعار در مورد چگونه ارزشمند برای ما بود آزادی ما. در حال حاضر با آن مواجه نامرئی و در عین حال خطر مرگ ما در سکوت رها هر دو شعار و آزادی acquiescing docilely در توقیف اعمال شده توسط مقامات سیاسی. ما باور داریم که از طریق تسلیم شدن به تصویب محدودیت های ما را افزایش می دهد احتمال طولانی تر شدن زندگی ما است. این نشان می دهد که سلول است که نه تنها اعمال بلکه به قابل اندازه گیری خودخواسته در نتیجه نشان دادن عملکرد طبیعی و قابل فهم امنیتی تعصب در ذهن ما است.

ما کنسول خودمان که محدودیت در آزادی ما خواهد بود و تنها به طور موقت و به عنوان به زودی به عنوان همه گیر abates آزادی های ما خواهد بود به طور کامل دوباره بازسازی شد. این ممکن است تبدیل می شود درست است. به تنها یکی نسبتا مثال اخیر معاصر مداخله در آزادی ما اجازه دهید ما به یاد داشته باشید که قبل از حمله تروریستی در ایالات متحده در 11 سپتامبر 2001 بود قادر به هیئت مدیره یک هواپیما را بدون اینکه در معرض روش های تحقیر آمیز از حذف بخشی از لباس x-raying توشه و تماسهای مکرر توسط امنیت فرودگاه. این روش محدود آزادی ما تجاوز ما صمیمیت و اضافه کردن آسیب به توهین تحمیل قابل توجهی هر چند نه obviousexpense که ما پوشش از خود ما کیف پول. در عین حال ما باید acquiesced در این سیستمیک آزار و اذیت به عنوان امری اجتناب ناپذیر هزینه ما آزادی حرکت.

بر اساس این مثال می توان فرض کرد که حداقل برخی از در حال حاضر محدودیت های هر دو آن اجرا و آن خود وارد خواهد ماند و ما در آینده است. در حال حاضر محدودیت های تحمیل شده در تماس فردی اداره شده توسط مقامات سیاسی ما متوجه است که آنها در واقع شده اند سوار بر محدودیت هایی که ما در حال حاضر اعمال شده بر خودمان قبل از همه گیر. ما شده اند در زندگی فردی و انتزاعی جوامع و تمایل به محدود ما در روابط اجتماعی با دقت به تنها کسانی که آنهایی که ضروری و اجتناب ناپذیر است. و ما باید تمایل به درک حتی دومی به عنوان محدودیت بر آزادی ما.

اعتماد به دیگران

برای کسانی که ارزش های اجتماعی فاصله قبل از اين سلول فعلی اداری انزوا را ندارد خیلی تفاوت: آنها در حال حاضر شده است تمرین های اجتماعی فاصله به هر حال. اما برای بسیاری از ما آن را یک فرصت برای تحقق بخشیدن به اهمیت روابط اجتماعی و ارتباط با افراد دیگر است که ما می دانیم که ما محروم شده اند حتی اگر آنها تنها کم عمق و مصنوعی است. آزادی از روابط اجتماعی است که ما معمولا احساس به عنوان محدود کننده آزادی ما ممکن است در خلاء اجتماعی است که در آن ما فقط خودمان را: آنها آن شرط لازم. به نظر می رسد که تا چه حد است که ما باید قادر به بازگرداندن اعتماد به دیگران را نیز می تواند یک اندازه گیری است که در آن ما قادر خواهد بود برای لذت بردن از آزادی ما زمانی که این بیماری همه گیر است. در شرایط فعلی آن است و نه دشوار است به این باور است که ما قادر خواهد بود به طور کامل به دست ما اعتماد اجتماعی که نشان می دهد که آینده ما آزادی را نیز محدود تر از قبل از آنها.

وضعیت اضطراری

در حال حاضر نشان داد اجتماعی docility تودهها یک وسوسه بزرگ برای سیاستمداران است. برخی از آنها مانند ویکتور اوربان به سرعت در زمان استفاده از این بیماری همه گیر به فرض قدرت کامل بیش از دولت او حاکم شده است برای برخی از زمان در حال حاضر. در لهستان یک کشور از پارادوکس, Jarosław Kaczyński پرس برای انتخابات ریاست جمهوری را از طریق رفتن با وجود خطر آنها مطمئنا در حال حاضر ، احتمال پیروزی دست نشانده خود را نامزد خواهد شد و او چند سال بیشتر از یک بلامنازع استبدادی قدرت اعمال از صندلی عقب با کمک خود را از بردگان و ظالم همراهی دستیارش. او حاضر به اعلام وضعیت استثنا برای این امر آن را غیر ممکن برای برگزاری انتخابات است. اما شاید او نیز خواسته برای جلوگیری از احتمال تمسخر خواهد بود که نشانه رفته او با توجه به غیر قابل اجتناب مقایسه به طور کلی Wojciech Jaruzelski که تماما در شرایط مختلف تحمیل حکومت نظامی در لهستان.

در برخی از جنبه های حاضر تعریف نشده و از نظر قانونی سوال برانگیز دولت اضطراری به نظر می رسد بسیار متفاوت از رزمی قانون از دسامبر سال 1981. در آن زمان ما خواستار حق حفظ گذرنامه های ما در صفحه اصلی به منظور قادر به ترک این کشور خواهد شد. امروز با گذرنامه های ما زیر شلواری, ما نمی تامل هر سفر چون به غیر از خود ما به طور فزاینده ای claustrophobic خانه وجود دارد و نه مکان امن در این جهان به اجرا دور است. در آن زمان ما شعار شعار همبستگی در برابر این رژیم در حال حاضر رژیم رمنج شعار همبستگی پایین گوش ما نتیجه besmirching جوهر بسیار از این مفهوم است. در آن زمان مردم حتی کافران رفتند به کلیساها امید برای یک مهلت از قریب به اتفاق کمونیست تبلیغات; در حال حاضر حتی مؤمنان هدایت به دور از کلیساها.

بدون بازگشت به حالت عادی

در حال حاضر آن را حدس می زنم کسی است که اثرات این بیماری همه گیر خواهد شد و رسیدن به عمق ساختار طاعون زده جوامع و که آنها احتمالا طولانی مدت. اما این ایده بسیار از اثرات طولانی مدت از طاعون نشان می دهد ضمنی فرض که بازگشت به اوضاع عادی به نظر می رسد ما به نحوی اجتناب ناپذیر است.

این فرض نیاز به چالش کشیده شود. اول از همه از نظر خرابی در حال حاضر وارد شده توسط ما ترس از ویروس بازگشت به حالت عادی شامل خواهد شد بسیاری از تلاش و سختی. تنها بخشی از کسب و کار تابع را به عنوان قبل از. تعداد پرداخت های ساخته شده توسط کارت های اعتباری کاهش یافت و نود درصد یک شبه. هواپیما در حال مبتنی رستوران ها و مغازه ها با چند مورد استثنا خالی هستند. فعالیت های کسب و کار و جریان پول نقد در حال حاضر متوقف شده فورا ساخته بیکاری موشک وار رفتن. کشورهای در حال پمپاژ خالی نقدی به شرکت ها به منظور زنده نگه داشتن چیزی است که ما را مجبور به پرداخت برای یک آینده نامعلوم به علاوه علاقه.

این باید به اندازه کافی برای ما به طور جدی در نظر گرفتن این احتمال که نرمال تا کنون برای ما شناخته شده نیست ممکن است بازگشت در تمامیت آن. در واقع آن است که در حال حاضر بارها تکرار و ابتذال که از حالا هیچ چیز همان خواهد بود از آن استفاده می شود. اما این ابتذال باعث می شود ما متوجه است که ما به طور غریزی بر این باورند که در آینده خواهد بود تقریبا همان است که در گذشته حتی اگر ما هیچ دلیل خوبی برای باور کردن آن است. در اینجا آشنایی-تعصب خود را نشان می دهد نیروی کامل: ما به نظر می رسد قادر به تصور آینده به عنوان کاملا متفاوت از گذشته است. در عین حال آن را کاملا امکان پذیر است که آن را متفاوت خواهد بود. با وجود که ما مصرانه بر این باورند که “این” به پایان می رسد ما نمی خواهد که برای انجام هر کاری فوق العاده: پس از یک مدت طولانی و یا کوتاه تر مکث ما فقط بازگشت به روال قبلی و زندگی ما را بازیابند شکل قبلی خود.

این باور باعث عین حال یکی دیگر از سوال: آیا ما واقعا می خواهید به بازگشت به حالت عادی است که فقط معلق شده است? و یا برای قرار دادن آن متفاوت باید ما می خواهیم زندگی ما به بازگشت به آن شکل قبلی? این پرسش به نوبه خود نشان می دهد یک واقعیت مهم در مورد روانی اساسی انسان: در واقع به نظر می رسد که در حال حاضر ما می خواهم چیزی بیش از بازگشت به حالت عادی ما شناخته شده است.

آشنایی-تعصب

آشنایی-تعصب است که یک سنتز زمانی و مکانی تعصب قدرتمند ثابت از ذهن انسان. این توضیح می دهد که ضرورت که ما با آن سوال بپرسید در مورد بازگشت به حالت عادی و ما در حسرت آن است. در واقع ما در حسرت بازگشت به حالت عادی ممکن است و احتمالا تبدیل به یک نیروی کمک خواهد کرد که آن را حداقل تا حدودی. اما قدرت این آرزوی باطل نیست هنجاری سوال است که باید برای ما کمتر فوری: آیا نرمال-در حال حاضر رفته واقعا شایستگی این را بازگرداند ؟ درست است که این در حال حاضر به حالت تعلیق نرمال را تجربه کرده بود توسط بسیاری از ما به عنوان سنگین دردناک و غیر قابل تحمل و ناعادلانه? اگر این مورد است, آیا واقعا دلایل خوبی برای ما به آرزوی خود بازگشت ؟ با در نظر گرفتن این سوال باید ما را یک گام بیشتر و از خود بپرسیم و در عین حال یکی دیگر: ما باید در درمان این بیماری همه گیر نه تنها به عنوان یک ریاضت و مزاحمت بلکه به عنوان یک فرصت برای پیش بینی یک طرح برای یک انقلاب در زندگی اجتماعی و ساماندهی با توجه به جدید و عادلانه تر ،

سوالات فوق هر چند به نظر می رسد آنها به موقع و فوری هستند و به ندرت خواسته و بدون جواب باقی می ماند. این نشان می دهد که ما نه تنها محدود ما در جنبش بلکه در افکار ما است. ترس خطر این بیماری کشنده و مرعوب اداری ممنوعیت های ما هم گیر کرده در یک بن بست تحمیل شده بر ذهن ما با فضایی امنیتی و آشنایی تعصبات در حال حاضر به طور مشترک کار را محدود به ما تخیل اخلاقی.

ناتوانی ما به لرزش کردن این بن بست روانی است كه به دل کندن از آژانس ما هر دو به صورت جداگانه و دسته جمعی. آن سخت است بگویید که آسیب بیشتر خواهد شد: یکی ناشی از ترس ناشی از وقفه یا یکی ناشی از ذهنی داشتم.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>