آخرین بار که کسی مرا بوسید و بدون منحصر به فرد قصد آن منجر به رابطه جنسی بود که در ماه اوت سال 2019. در تاریخ 29 می شود دقیق است.

من تا به حال رفته به صورت مختصر نوشیدنی با کسی که من به تازگی ملاقات کرد. ما هر دو شب درگیری و ما را بوسید که ما از هم جدا. تنها هدف از نوشیدنی و بوسه بود که به افراط در لذت محض از هر شرکت دیگر. هدف این بود که یک نفر می تواند می گویند, عاشقانه.

من تجربه هر نوع عاشقانه پس و حتی رابطه جنسی گاه به گاه بوده است که عدم وقوع در چند ماه گذشته ، من توجه داشته باشید با غم من چقدر آرزوی صمیمیت و محبت است که می رود فراتر از افلاطونی. من هم هیجان زده.

چند سال پیش زمانی که من هنوز در 20s من جنسی و عاطفی تعاملات بودند بیشتر از نه مربوط توسط یک مدرک (حتی اگر نمایشی) از حساسیت است. شام یا سینما تاریخ هنوز یک چیز مردم خواهد متن را با اندکی speediness, سایه اندازی و breadcrumbing تا به حال فقط شروع به تبدیل شدن به پدیده ما می دانیم و نفرت امروز. همه چیز fizzled و دل شکسته شد – کسانی که همه چیز بخشی از شرایط انسانی – اما قابلمه روحی منابع never felt so ناچیز است که یک بوسه مترادف با عشقبازی.

وظیفه مدیریت روابط ما با دیگر انسان نه تنها احساس ارزشمند اگر در ازای چیزی (پول پناهگاه). کسانی که در معاملات وجود داشته است برای هزاران سال, البته, اما, همین دلیل است که کار جنسی است که کار احساسی و کار است و کار. این ایده که همه تعامل انسان و به خصوص تعامل انسان مربوط به عشق و تمایل باید حد خود را به یک دادوستد ورزش نه تنها یک تقلید مسخره امیز, اما در واقع اوج از سیستم اقتصادی ما. درست است که من احساس سرخوردگی و مقید کردن انرژی من فقط می توانم سرزنش یک چیز است: سرمایه داری.

و در حالی که داستان خود من است تنها موردی شما لازم نیست که به دنبال جایی برای پیدا کردن نمونه هایی از این اورژانس اجتماعی. این هفته نسخه لندن از زمان مجله تصمیم گرفت به اختصاص آن به مرکز گسترش به لندن’ “ارتباط مهم”: با خود آپارمتانی. Unironically مجله ویژگی های چهار مجموعه از cohabitants سن بین 28 و 61 بازمانده پایتخت متعصب بازار مسکن است.

دو زن جوان در Hammersmith به ما بگویید که در مورد یک مالک قبلی که قفل شده دیگ بخار به طوری که آنها نمی تواند به نوبه خود بر روی حرارت. 30 سال از کریدن بازگو که چگونه او subsists در takeaways چرا که از چه زمانی کار خود را ساعت هستند. یک پناهجو در بارنت متکی بر میزبان خود برای سرپناه از خود برنامه هنوز اجازه نمی دهد که او را به کار و کسب درآمد. تمام اعتبار خود را آپارمتانی برای کشیدن آنها را از طریق زمان های سخت اما بدون نظر ساخته شده است یا خبرنگار یا مصاحبه شوندگان در مورد یک سیستم است که آنها را به سمت چپ این آسیب پذیر است. همبستگی بین این انسان است مشروط به ارمغان آورد یک تجربه مشترک از زنده ماندن است. این آپارمتانی نیست مهم تر از “پالس (pals) و همکاران” به عنوان مقاله blurb نشان می دهد. آنها به سادگی تمام است که در سمت چپ با یک ظاهر مراقبت و محبت انسان در منطق استثمار.

با لندن و اجاره افزایش دو برابر سرعت از خانه ها در همه جا دیگری در یک شهر که در آن اجاره به طور متوسط در حال حاضر هزینه £2,119 در هر ماه تقویم – این وضعیت گروگان است به احتمال زیاد ادامه خواهد داد. و ما برداشتی غلط از قوم و خویشی بردگی برای دوستی و صمیمیت بیش از حد.

در نظام سرمایه داری زنان احساس عطف پیچ اول است. در یک اقتصاد که با وجود آن بیماری سیستم همان باقی می ماند و یا حتی بدتر از آن است که زنانی که به سرعت در حال تجربه و بیان عواقب آن است. کریستن R. Ghodsee است ‘چرا زنان تا به حال رابطه جنسی بهتر تحت سوسیالیسم” بود یک موفقیت عظیم است که به عنوان یک مقاله در نیویورک تایمز در سال 2017. این کتاب نه تنها به حال قاطعانه تر به عنوان جایگزینی فعل از گذشته به زمان حال بلکه مذاکرات بسیار کمی در مورد رابطه جنسی. در آن فهرست مطالب تنهایی واژه “سرمایه داری”, “کار” و “استثمار” تسلط. کلمه “sex” امکانات دو بار.

که در بخشی به دلیل دلیل که چرا زنان تا به حال رابطه جنسی بهتر تحت سوسیالیسم بود چرا که کسانی که بلشویکها بودند بهتر است در شست. در ریشه خود را شادتر زندگی مثل همیشه دروغ آزادی مالی است. پینوشت: چگونه آلمان شرقی بودند شادتر از غرب آلمان زنان Ghodsee یادداشت: “(…) آلمان شرقی ایجاد یک موقعیت که در آن زنان بودند دیگر وابسته به مردان به آنها حس استقلال که تشویق سخاوتمندانه تر نر رفتار در اتاق خواب است.”

زنان در غرب بودند و اغلب حتی زمانی که کار بیش از حد از نظر مالی وابسته به تقاضا ‘بهتر است یا دیگری. در واقع زمانی که در سال 1984 Kurt استارک و والتر فریدریش خواسته مردم زیر 30 در آلمان شرقی چگونه راضی بودند و با زندگی جنسی خود بیش از 65 درصد از زنان مشتاقانه اظهار داشت که آنها “تقریبا همیشه” رسیده ، در مقابل یک 2018 گزارش بهداشت عمومی انگلستان یافت می شود که حدود 50 درصد از زنان در سن بین 25 و 34 ناراضی بودند با زندگی جنسی خود.

در اواسط 20s دیدم که همکاران من و همسالان من مبارزه با مخاطره اشتغال و پرداخت هزینه کم اما با اعتقاد به فرصت های دروغ جلوتر تا به حال هنوز رتبهدهی نشده است به طور کامل از بین رفت. به علاوه ما نمی توانیم اسراف رستوران یا گران, تعطیلات, اما ما هنوز هم می تواند استطاعت به سقوط در عشق با شخص اشتباه است چرا که ما فکر می کنیم همیشه مدیریت بر خود ما بعد از آن. اما به ما رسید ما اوایل 30s ما همچنان به تخریب ما دولت رفاه و خدمات است که در پشت سر ما ارائه برخی از صلح از ذهن است. شما نمی خواهید به فکر می کنم از تنهایی و بیکار شدن یا بیمار هنگامی که شما شنیده ام بسیاری از مرگ پس از رد مزایای آنها به درستی حق. شما نمی خواهید به فکر می کنم از زمانی که باردار شدن زمانی که شما شنیده ام از بیمه خدمات درمانی خدمات برش و کودکان مراکز تعطیل بودن.

ده سال از محافظه کار دولت را دیده اند بسیاری از قبول بی عدالتی اجتماعی و محرومیت به عنوان طبیعی است. آنها همچنین تحت فشار قرار دادند و ما بیشتر به فرد انزوا در حالی که از بین بردن زیرساخت های اجتماعی ما می تواند یک بار بستگی به آن را در خود ما’ خارج وجود دارد. ما چوب به روابط بد تا آنجا که ما چوب به هیچ رابطه ای در همه. آن را آسان تر به هاپ از تخت به تخت به بوسه تنها به عنوان عشقبازی از اجازه می دهد تا خودمان را به این امید که چیزی فوق العاده ای اتفاق می افتد تنها به و سپس آن را انکار کرد شکوفایی 12 ساعت شیفت vampiric صاحبخانه و فقر است. به خصوص اگر ما به زخم ما در یک جهان در حال حاضر تا عاری از شبکه پشتیبانی می کند.

اما نیاز به عشق و ارتباط انسانی است که در حال حاضر حتی بیشتر از گذشته افسرده دهه از اهمیت زیادی برخوردار است. برای بسیاری شاید حتی برای بعضی ها که رای آنها در, محافظه کاران’ توجهی پیروزی انتخاباتی در ماه دسامبر گذشته احساس ناگهانی اجرای اولیه ما امید برای عدالت اجتماعی به صورت عادلانه تر دولت برای بهبود شرایط زندگی در سراسر کشور است. در جای دیگر در سراسر جهان ، معدن و نسل جوان گرفتار هستند با یک احساس فقر به عنوان ما شاهد نابودی سیاره ما سرکوب آزادی بیان و مبارزه برای دموکراسی نقض وحشیانه به زور. یکی نمی تواند تقصیر ما نیهیلیسم و ما ناامیدی.

اما دقیقا به همین دلیل است که عشق و میل باید به نجات از چنگال سرمایه داری منطق از پذیرش رو به رشد است که محبت می آید و در بیش از حد بالا یک شاهزاده یا این که در واقع آن را به یک قیمت در همه. چرا ما باید تقاضا را شاد و خوشحال در حال حاضر. و از آنجا که این خواسته نمی تواند در انزوا وجود دارد – که می تواند واقعا خوشحال هنگام خواب در یک mouldy جارو-گنجه و رفت و آمد سه ساعت در روز به حداقل دستمزد ، – آنها باید بخشی از هر مترقی پروژه سیاسی ما نجات از خاکستر از آنچه که در ماه دسامبر درگذشت.

ما حق را به تماشا بدون ترس حق به سقوط از عشق بدون خطر بی خانمانی حق ندارد به ازدواج با همکار ما از 30 سال بدون خطر مرگ و ترک آنها را بی پول درست به کودک خود (و یا حتی با دیگران) بدون افتادن به یک کهکشان مارپیچی از بدهی و در کار فقر است. ما حق را به گرد هم می آیند اغلب برای لذت و همدم و نه برای کار و بقا بدون آن که دیده می شود به عنوان بی فایده یا بی فایده. ما حق را به عشق و تمایل به عنوان بخشی از مترقی پراکسیس در برابر منطق انباشت سرمایه در برابر هژمونیک مشاهده از انسان به عنوان ابزار برای کار و ارزش استخراج است.

یک پروژه سیاسی است که نتواند به این خواسته در آن مانیفست یک پروژه سیاسی است که هنوز به درک چالش های پیش روی ما در این دهه است.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de