این مقاله گرفته شده نیمی از سال را به نوشتن. و آن را به دلیل وجود دارد هیچ چیز برای گفتن در مورد جامعه همجنسگرایان در ازبکستان. در مقابل شما می توانید نوشتن یک کل رمان در مورد این موضوع. اما من می خواستم به مردم نشان می دهد داستان, روزانه, زندگی, چگونه آنها را شناسایی و مشکلات آنها باید برای مقابله با هر روز.

این است که از آن رو دشوار است. بسیاری از مردم من حاضر به بحث در مورد زندگی خود را حتی به شرط ناشناس ماندن کامل. اصلی ترین دلایل بی اعتمادی و ترس از عواقب است. ازبکستان یکی از معدود باقی مانده کشورهایی که رابطه جنسی بین مردان است که هنوز هم criminalised و می تواند با سه تا پنج سال حبس. وجود دارد هیچ آمار در دسترس در بسیاری از تحقیقات افتتاح شده است. اما در این دوره از گفتگو و مصاحبه آن را تبدیل به آشکار است که این جرمانگاری است که به طور گسترده ای استفاده می شود برای باج گیری و تهدید مردم است.

گذشته از دادستان برای جهت گیری جنسی خود را, گی, Uzbek مردان تجربه روزانه از آزار و اذیت قرار داد. بسیاری از آنها از ترس نه تنها برای خود بلکه برای نزدیکترین و عزیزترین. حتی اگر آنها موفق به فرار از کشور و دریافت پناهندگی سیاسی در جای دیگر خانواده و دوستان خود در روزانه خطر است.

همجنسگرایان زندگی مردم در پایتخت ازبکستان تاشکند آن را کمی ساده تر: زندگی در اینجا بسیار متنوع تر شما می توانید در میان جمعیت گم. برخی از مردم نمی پنهان کردن گرایش خود را (اگر چه آنها نمی آن را تبلیغ) – آن را فقط در مورد صحبت کردیم. در هر دو پایتخت و خارج وجود دارد در مجموع بی اعتمادی نسبت به غریبه ها و نیاز به مراقبت شدید در انتخاب همکاران و دوستان است. علیرغم تلاش من تنها قادر به صحبت به تاشکند ساکنان و یکی از فعالان در حال حاضر زندگی در خارج از کشور است.

من باید تغییر همه نامها شناخته شده مکان و توصیف برای محافظت از اطلاعات تماس. این سه داستان نشان می دهد که با وجود خطر و خصومت نسبت به آنها افراد همجنسگرا در ازبکستان دیگر حاضر به “بازسازی خود را” به عنوان یک فرد آن را توصیف کرد. برخی خود را پیدا کرده اند “طاقچه” اطراف خود را با مردم به آنها اعتماد و جداسازی خود از خشونت – حداقل برای یک زمان. خود را پنهان جهان هنوز هم می تواند سقوط از هم جدا در هر لحظه.

داستان شماره 1: “همجنسگرا بودن در تاشکند نیست که ترسناک”

نویسنده این داستان 25 سال ، او مورد مطالعه بازاریابی و تبلیغات کار کرده است و در بخش خدمات. او در حال حاضر بیکار و زندگی در تاشکند.

من شناخته شده بودم, گی, از آنجایی که من یک کودک بود. و من فکر کردم این طبیعی بود پس از آن. اما به عنوان مسن تر کردم شروع کردم رو فشار اجتماعی – من تا به حال برای شروع یک خانواده باید بچه ها. در آن لحظه من اساسا نمی دانند که آیا من می خواستم که اما سعی کردم برای شروع روابط با زنان است. به طور طبیعی آنها کار نمی کند.

همه دوستان نزدیک من می دانم که من گی هستم. شروع کردم به صحبت کردن در مورد آن را مدت ها پیش به دلیل من نمی خواهم به برخی از نوع از کسی که من نیستم. اگر چه من احساس می کنم که زندگی جنسی من نباید زحمت هر کسی. من یک بار گفت: هر کس در مورد آن: همکاران خواست آنچه من فکر کردم در مورد همجنسگرایان و به من گفت: “چه می توانم فکر می کنم در مورد همجنسگرایان زمانی که من یکی خودم؟” بسیاری از آنها خوب بودند, در مورد آن, اما آن را سرگرم کننده هنگامی که رانندگان که می خواستم به بخشی از دوستی ما شد و کمی نگران در مورد آنچه آنها می گویند و یا نمی گویند.

البته بودند افرادی که فقط نمی خواهم به دانستن در مورد آن صحبت کردیم به من به عنوان کوچک که ممکن است. آنها فاصله خود را از من به عنوان اگر من وجود نداشت و حتی زمانی که آنها مشغول به کار بودند من آنها حاضر به انجام آنچه من خواسته. من نمی دانم چرا – آیا چون من همجنسگرا و یا از آنجا که آنها فکر می کردند من فاقد اقتدار است. اما من نمی خواهم به این لینک برای من گرایش جنسی: من موافقم که مردم ممکن است می خواهم به صحبت کردن با من اگر من گی هستم. اما امتناع از به کار که… من فکر می کنم این سوال بیشتر از قدرت.

در کل این که مشکل نیست به گی در تاشکند. البته زمانی که وجود دارد بیش از حد در هوا در مورد افرادی که زندانی شکنجه و یا ضرب و شتم وجود دارد بسیاری از ترس به اطراف و شما نگران است. اما در کل من نمی توانم بگویم که من همیشه ترس و زندگی در ترس از زندگی من است. من به یاد داشته باشید که زمانی که من در کلاس هفتم در مدرسه – 14 یا 15 – من خیالی ، ما دوست شد و من به او گفتم که من همجنسگرا هستم. و او البته گفت کل کلاس. من یک بیت از قلدری اما آخرین طولانی نیست – من نمی واکنش نشان می دهند و آن را fizzled از. و دیگر دانش آموزان نیست در حداقل علاقه مند است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im