خانواده شباهت

بی نام همه چیز خواهد بود مشابه

استپ بی پایان است اما افق ارائه می دهد یک راه است. استپ-سوسک ظاهر می شود که از هیچ جا و ما را احاطه کرده و در خود صدها نفر از هزاران نفر صعود ما به پا گاز گرفتن با موچین های خود میلیون ها نفر از پاهای کوچک زنی این زمین با یک غیر قابل تحمل سر و صدا. و در اینجا من پدر و مادر و خواهر و برادر و فرزندان و همسر و خانواده و دوستان و مردم شناخته شده اند و فراموش کرده در واقع هر کس که من تا کنون شناخته شده بسیاری از آنها طولانی مرده همه آنها تلاش برای قلم مو مهاجمان خود لباس و پوست, در حال اجرا در حال حاضر به عنوان سریع به عنوان آنها می توانند از طریق ازدحام خزنده. من به نوبه خود نگاه کنید پدر من سقوط و در زمان من به او برسد او در حال حاضر به دفن او چشم و دهان پر و سپس مادر من می رود و بسیاری در اطراف من سقوط و استپ می رسد تا آنجا که من می توانید ببینید. من آنچه من می زد و برای مرز که در آن تسکین قطعا در دست خواهد بود. اما وجود دارد هیچ مرز و من شکست خورده اند برای کمک به.

دکترین مشابه

طلعت (نه نام واقعی او) به زودی عودت به سوریه است. او را به بازگشت به خانواده خود را در حلب, و یا آنچه که مانده است از آنها (خانواده حلب). صحبت از زمان خود به عنوان یک پناهنده او به یاد می آورد که زمانی که او احساس تنهایی او را دیدار خانواده یکی از, آلمانی, همکلاسی. “آنها مانند خانواده من” او گفت:. او به معنی “آنها مانند یک خانواده به من”? اما شاید او فقط به معنای آنچه که او گفت. آنها شبیه خانواده اش را در برخی از راه و یا به او تذکر داده و از آنها و یا رفتار نسبت به او مانند خانواده اش می کنید ؟ ما ممکن است بخواهید.

معمای بیانیه خود مطرح از جمله حکم طلعت ممکن است گفته اند اما نمی شد, نوشته شده بیش از بازجوی خود ، “از آنجایی که آنها کاملا خود را خانواده” بازجو پرسید: “در چه راه آنها مانند خانواده شما؟” اما تمرکز عدم درک به حال توسط این زمان منتقل شده است. برای چه نوع پاسخ را طلعت را بازجوی انتظار ؟ آیا او می خواهم به می دانم که اگر خانواده آلمانی مکاتبه در نوع و یا قانون اساسی به طلعت خود خانواده: پدر, مادر, برادر, دو خواهر? و یا آیا او فکر می کنم طلعت بدان معنی است که هر دو مجموعه از افراد تا به حال بازوها و پاها و سر ؟ و یا آیا بازجو فکر می کنم او بود که او صحبت کردن در مورد خود و انسانیت خود را به مهربانی و گرما? در ضمن سوال دیگری شکل گرفته بود در بازجوی ذهن: چه خانواده ای است ؟ مشکل این است که: برای یک نهاد را شبیه به یکی دیگر از آن نیز باید متفاوت باشد. اما چگونه ما می دانیم که اگر ما دیدن شباهت یا تفاوت ؟ یک احساس?

یک ساقه کرفس و یک قلم مشابه هستند ، یک درخت بالا و یک هواپیما ؟ این تبدیل به مشابه ما نیاز به نگاه به سمت بالا به آنها مراجعه کنید. شاعر ممکن است به ما بگویید که این است که چرا دو چیز می تواند بدون قافیه های یک واج. شباهت ها و قافیه ها ممکن است به نظر می رسد هنگامی که ما مطالعه کل تصویر و یا رویکرد همه چیز از یک زاویه خاص. یک کلمه ممکن است قافیه با کلمه ای دیگر به نظر می رسد که هفت خط قبلی و یا با یک کلمه شما فکر می کنم زمانی که شما خواندن آن کلمه است. اما اگر ما نمی توانیم دیدن کل تصویر و یا زاویه اشتباه است ؟

شباهت (یا مثل) به طور مداوم ظاهر می شود و ناپدید در رابطه با تغییر فریم بار محدودیت ها و فرصت ها. هیچ شباهت نفسه. فنجان از همان دسته ای یکسان طراحی و رنگ ممکن است تحت شرایط خاص تبدیل به حقانیت به عنوان گچ و پنیر یا دومی اگر قاب دسته پشتیبانی از آن را تبدیل به قابل ملاحظه ای مشابه است. چه شباهت, به عنوان ما صحبت می کنند در حال آمدن است به مشاهده و یا عقب نشینی از چشم? در یک بحران شباهت از چیزهایی که می تواند ظاهری برای یک لحظه و سپس تبدیل شدن به غیر قابل مشاهده برای بقیه از زمان. یا ما ممکن است تشخیص یک شباهت که دیده نمی شده است به مدت سه هزار سال است. گاهی اوقات جهان متشکل از شباهت است که درک ما ناخودآگاه نامرئی دلیل آن است که همیشه وجود دارد. آیا ما همیشه دیدن دو چشم خیره در ما زمانی که ما نگاهی به این کلمه نگاه می کنید ؟ و یا این است که فقط امروز ؟ چقدر دشوار است به خواندن.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>