به تازگی یک زندانی زن در مورد زندگی در یک زندان ویران شده توسط COVID-19

مارس 14, Kiara Shultz فرستاده شد به Dallas County زندان برای نقض آزادی مشروط. هفت هفته قبل از آن زندان بود مصرف شیوع COVID-19. در حالی که یک جفت از پرونده های حقوقی به نام و برای انتشار پزشکی آسیب پذیر زندانیان زندان خودداری کرده است که مسئولیت آنچه وکلای توصیف به عنوان ناپاک شرایط و الگوی سهل انگاری. تعداد دقیق و علل مرگ ناشناخته باقی می ماند اما یک وکیل از نزدیک نظارت بر زندان می گوید حداقل سه نفر کشته شده اند در زندان در آخرین 45 روز.

این است Shultz داستان همانطور که به دالاس ناظر. آن ویرایش شده است برای وضوح.

من نگران این بیماری همه گیر در آینده. زمانی که من رزرو شده بود من حرارت گرفته شده و به من داده شد, ماسک صورت, اما من تست شده برای coronavirus و من می دانستم که هیچ یک از زنان در اطراف من بودند یا نه. پرستار که نمایش من به من گفت که اگر آنها گمان می کنند کسی که از داشتن این ویروس در آنها به نحوی از هم جدا اما او نمی دانست که چگونه دقیقا و تنها با خواندن دما به عنوان یک غربالگری من نیست که در بسیاری از ایمان است که آنها می خواهم گرفتن موارد مثبت. من مرتب به کلی جمعیت در شمال برج به خدمت ،

در اوایل ماه ژوئن یک دختر جدید به ارمغان آورده بود به ما 28-زن مخزن. او ضعیف عرق و استفراغ. ما فکر کردیم که او ممکن است رفتن را از طریق علائم ترک. اما در اوایل یک روز صبح قبل از همه بیدار می شد او گرفته شد. همه چیز برداشته شد توسط سپاه پاسداران. ما هرگز او را دیدم دوباره. خیلی زود او را از همبندان یک سردرد وحشتناک و شروع به در حال اجرا یک تب. او را در یک درخواست برای کمک های پزشکی و منتظر برای دیدن پرستار. آن را در زمان دو روز اما هنگامی که او در نهایت می رفت به پرستار او نمی آمد.

دو روز پس از آن در ژوئن 8, زندان, دکتر آمد به مخزن و به ما گفت: “من مطمئن هستم که همه شما می دانید که یک زندانی در اینجا دارای آزمایش مثبت برای ویروس.” ما البته نمی دانم. زندان قفل کردن اطلاعات سخت تر از آنها قفل کردن زندانیان. نگهبانان و کارکنان نیست در کسب و کار از گفتن زندانیان چه می گذرد. نه دانستن هر چیزی است که یکی از بدترین مجازات ها و اطلاعات با ارزش تر از این هنر در زندان است. اما صادقانه بگویم ما در حال شروع به مظنون چرا که در آن زمان پنج بیشتر از دختران آغاز شده بود به بیمار.

“پس ما باید یک تست مثبت,” دکتر گفت: “ما خواهد شد تست همه شما امروز.” و فقط می خواهم که سه نفر از پرستاران کامل منطبق دنده با لباس, ماسک صورت سپر و مو حفاظت در آمد و مورد آزمایش قرار همه ما است. یک پرستار برگزار سر من ثابت و دیگری قرار دادن سواب تا کنون تا بینی من بود که من کاملا مطمئنم که آن را لمس مغز من.

به آنها اجازه دهید ما می دانیم که نتایج را یک یا دو روز. در ژوئن 10, من یاد گرفتم که من تا به حال تست مثبت است. به طوری که 19 زنان دیگر در ما 24 نفر مخزن. چهار دیگر که منفی بودند (و یا حداقل تا به حال شده است دو روز قبل) گرفته شد. از آن زمان به بعد تقریبا همه کسانی که چهار بدست بیمار است.

ما شوکه شده بودند. ما می دانستیم که این یک احتمال بود اما یادگیری آن است که درست است که همه ما باید این ویروس وحشتناک بود. بسیاری از دختران گریه کرد. بسیاری از زنان عصبانی بودند. بسیاری از ما دعا با هم. صحبت ما آشکارا در مورد اینکه آیا ما می میرند. همه ما چهره به چهره با این واقعیت است که آن می تواند اتفاق می افتد هر روز در حال حاضر. احاطه شده با میله و بلوک خاکستر دیوار. مایل دور از خانواده ما.

سر من صدمه وحشتناکی. پشت من ached و bizarrely بسیاری از ما تا به حال درد در چشم ما. من احساس مانند کسی بود که فشار بر روی چشم. تا آنجا که من صدمه دیده است من همیشه نگران است که آن می تواند بسیار بدتر است. اما در نهایت من تا به حال بسیار مورد خفیف.

دوست من لورن یکی دیگر از داستان بود. لورن است که تنها 20 سال داشت. او یکی از جوانترین دختران در آن وجود دارد بنابراین ما نمی فکر می کنم او در حال رفتن به می تواند آسیب پذیر باشد. اما او شروع به رفتن در سراشیبی تند و سریع. لورن را تب واقعا بالا بود و تیلنول زندان به ما (دو قرص هر دو بار در روز) نبود کمک می کند. سینه او صدمه دیده است, به ویژه هنگامی که او را تنفس. او ضعیف بود و او نمی تواند غذا خوردن.

زمانی که تب های مشخصی, من شروع به نگران باشید. من از یک خانواده از پرستاران. من یک [certified nursing assistant] و مشغول به کار در خانه سلامت در روز بهتر از قبل من رو به دردسر. من برای قرار دادن حوله کاغذی مرطوب در اطراف سر او و من آمار “اعتصاب” دکمه تماس و آی فون در مخزن به سپاه توجه است. نگهبانان به من گفت که او را به صبر کنید. وجود دارد دعوا در بخش دیگری از زندان و هیچ کس تا به حال زمان در حال حاضر. من بهترین من برای خنک لورن با آب و حوله کاغذی تا زمانی که او سقوط کرد به یک متغیر خواب. هیچ کس نمی آمد برای کمک به.

لورن هنوز تب بعد, و او شروع به سرفه. توسط شب سرفه جدی شد. وجود نقاط که در آن او نمی تواند نفس بکشد. من آمار اعتصاب دوباره. نگهبانان آمد بیش از آی فون و گفت که آنها می خواهم تماس بگیرید ، آنها صدا اعتنا نمیکند. دوباره هیچ کس نمی آمد.

لورن را تب نبود خیلی بد روز بعد اما سرفه بدست کرده بود خیلی خیلی بدتر است. او را به سرفه به مدت 45 ثانیه در یک زمان بدون اینکه قادر به گرفتن یک نفس ، من احساس ناتوان است. من می خواستم به مراقبت از من ، من می خواستم که قادر به انجام کاری. من تا به حال هرگز احساس به دام افتاده است. آن شب در میان خود بازگشت در حالی که او در تلاش برای گرفتن نفس خود را و futilely ضربه زدن به اعتصاب (یک دکمه من آمد به این باور قرار داده شده بود در سلول به عنوان نوعی از تیره شوخی فقط به ما امید کاذب) لورن به من گفت که او تا به حال شروع به دعا می کنم که خدا را به مراقبت از مادر و برادرزاده او و پس از او درگذشت. او به من داد او را تعداد و گفت: من مطمئن شوید که مادر او می دانست که او چقدر در مورد مراقبت از او.

هنگامی که آن را شبیه لورن قادر خواهد بود برای استراحت من او را به نام مادر. من به او گفتم در مورد لورن وضعیت و که او تا به حال خورده در یک هفته. من به او گفت که او بیش از حد ضعیف را حتی به تلفن به تماس خود را. من به او گفتم در مورد شیشه غرق چشم و نماز و دو Tylenols. من به او گفتم همه چیز. “شما رو به انجام چیزی است که” من به او گفت. “کسی تماس بگیرید تماس از زندان به هر کسی.” این زندان جایی نیست برای یک دختر به مرگ من به او گفت که آنها در بتن جعبه در لباس هایی که تا به حال شسته شده و یا تغییر برای دو هفته در تا که ما شستشو با صابون دست در یک سینک استیل ضد زنگ فوق ، این درست نیست. این نمی تواند جایی که لورن می میرد.

آشکارا لورن مادر به نام کسی. فقط به عنوان در اواخر شیفت شروع شد و در حدود 11 شب به یک نگهبان آمد در آورده و یک استشهاد فرم. “پر کردن این کاغذ و این مردم می دانند که هیچ چیز اشتباه است با شما” گارد گفت. من گیج شده بود. آنچه که او قرار است به نوشتن ؟ که این رفتن به? ما نمی توانستم بفهمم چه چیزی را از آن اما هر چه بود نبود کمک کند.

من ماندم در اعتصاب و لورن ادامه داد: برای مبارزه با نفس تا به خوبی به ساعات اولیه صبح. او را به سرفه و مبارزه بسیار سخت او ساخته شده است پرتاب کردن صفرا از معده تان خالی است. در برخی از نقطه آن شب یک پرستار مرد در آمد و در زمان لورن را متوسط. او نمی گویند اما به او برخی از Mucinex. سپس او را ترک کرد.
من نمی دانم اگر آن را حس می کند اما این آرامش به دیدن کسی حتی اگر آنها نمی خواهید برای انجام هر چیزی. آن را به خوبی می دانیم که آنها می دانستند که او در اینجا بود.

روز بعد سرفه و retching ادامه داد: nonstop. قبل از آن شده بود بدتر در شب, اما در حال حاضر به نظر می رسید آن را به حال تبدیل شدن به ‘دور ساعت. من در فرم استشهاد نگهبان آورده بود در شب قبل از. لورن حتی نمی تواند نگه داشتن یک قلم بنابراین شروع کردم به پر کردن فرم با واقعیت از وضعیت او. ما صحبت در مورد چه چیزی را و چگونه به آن می گویند با لورن اضافه کردن به آن را به عنوان بهترین او می تواند چرا که او نمی باید خیلی نفس به صحبت کردن. من به پایان رسید فرم و لورن آن را امضا کردند.

که همان روز آنها در زمان لورن به اندازه گیری اکسیژن است. سپس آنها او را به سلول را بست و سمت چپ او وجود دارد. با تیلنول. و Mucinex. نه اکسیژن نه یک برنامه به او را به بیمارستان حتی مایعات. فقط دو تیلنول و Mucinex. من می دانستم که به اندازه کافی در آن نقطه به نگه داشتن اشک های من به خودم. می شود وجود ندارد و ما تنها می تواند دعا کند.

در این روزها که به دنبال لورن هرگز هر گونه واقعی توجه پزشکی است. به طور معجزه آسایی هر چند او شروع به بهتر از روز است. وحشت و نفس نفس نفس خواهد آمد و پس از آن فروکش خواهد کمی. به طور کلی او سرفه کمی کمتر است. او حتی شروع به گرفتن چند لقمه از غذا اگر چه من گمان می کنم آن را بیشتر به من احساس بهتر است.

در ژوئن 19, آنها آمد به من. من از رفتن به خانه. من می دانم آن را برای تلفن های موبایل دیوانه اما من احساس گناه برای ترک. من احساس گناه برای شاد بودن که من رو به ترک. من دیگر در سلول قسم می خورم که آنها به مراقبت از لورن. آنها وعده داده است که آنها خواهد بود. لورن وعده داده است که او می خواهم بهتر است. و این یک وعده من او را نگه داشتن ،

پس از من منتشر شد و من انجام بهترین خود را به نگه داشتن در تماس باشید. برخی از دختران با پول در کتاب خود به نام من با به روز رسانی, و من تصویری بازدید با برخی از دختران نیز هست. لورن است که هنوز هم بیمار است اما او قادر به آن را به کیوسک به من ثابت کرد که او ایستاده است. من رها می دانم که او فقط ممکن است آن را از طریق حتی اگر طولانی وجود دارد شب که من می دانم که ما همه شک آن است.

من می دانم که این ویروس جدی است. حتی برای من که بود بدتر از فقط یک آنفولانزا و من تا به حال آن آسان است. اما من آن را دیده ام انتخاب مردم به ظاهر تصادفی و شکستن نفس از سینه خود را. من دیده ام دوست من در تلاش برای حفظ زندگی به من می گویند که یک جراحی سفری در یک بلوک خاکستر همراه است آخرین جایی است که شما می خواهید با این ویروس.

زندان بود و نه این. این ویروس شایع و مراقبت های پزشکی در داخل زندان وجود ندارد. من دعا می کنم برای زنان و مردانی که به این تنهایی. گمان می کنم اگر من فقط یک دلیل به من بگویید یا لورن داستان این است که مهم نیست که چه کسی هستیم یا چه اشتباهات ما را ساخته اند ما مردم هستند و ما مهم است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>