قانون جذب
قانون جذب جهانی است و هر شخصی تحت تأثیر آن قرار می گیرد. و همیشه درست است که آنچه من فکر می کنم و آنچه احساس می کنم و آنچه می گیرم همیشه یک مسابقه است و یک فرد در کره زمین وجود ندارد که نمی داند وقتی آنها به دنیا آمده اند و شخصی در کره زمین وجود ندارد این با فهمیدن آن فایده ای ندارد. اما بسیاری ، بسیاری ، بسیاری هنوز سؤال نمی کنند و بنابراین هنوز برای پاسخ آماده نیستند. و بنابراین به ما می گویند که گرچه همه این اطلاعات را می خواهند ولی همه لزوماً برای آن آماده نیستند. ما برای متقاعد کردن آنها تلاش نمی کنیم زیرا اگر از آنها سؤال نمی شود ، جواب های شما فقط تحریک کننده است.
کارها ، ایده ها، عقاید ، مفاهیم ، تجربیات ، فرصت ها – هر آنچه را که می خواهید آنها را بخوانید – که در راستای خود با هسته اصلی شما ارتعاش می کنند ، در حال حاضر تمام تلاش خود را انجام می دهند تا مورد توجه شما قرار بگیرند.

ایده ها ، همزمانی ها ، باورها ، ارتعاشات ، فرصت ها ، موقعیت ها ، شرایطی که با آن فرکانس امضای تابشی هسته ای که خود واقعی شماست هماهنگ نیستند ، تمام تلاش خود را می کنند تا از شما دور شوند.
تنها دلیلی که چیزهایی که در تلاش برای رسیدن به شما هستند ، به دست شما نمی رسد ، این است که شما آنها را دور نگه دارید. تنها دلیل چیزهایی که می خواهند از شما دور شوند ، از شما دور نشوند ، این است که شما بر روی آنها نگه دارید و آنها را رها نکنید.
شما در واقع لازم نیست که یاد بگیرید چگونه جذب کنید ، در واقع لازم نیست که یاد بگیرید چگونه دفع کنید ، فقط باید یاد بگیرید که اجازه ورود دهید و باید یاد بگیرید که اجازه دهید دست به کار شوید.
این تنها کاری است که شما باید انجام دهید. شما به عنوان افراد در دریایی از گردابها و گردابها و گردبادها که سعی در یافتن شما دارند در حال شنا کردن هستید و هرچه به آنها اجازه می دهید وارد شوید ، به آنها اجازه می دهید تا به درون شما چرخانده و مارپیچ شوند و به محض شروع به چرخش. و هنگامی که اجازه می دهید چیزهای دیگر به چرخش و مارپیچ بپردازند ، مارپیچ را برای همه چیزهایی که متعلق به شما هستند ، می گذارید و به آن چیزهایی که نمی دهید آزادی می بخشید. به همین دلیل شما این عبارت را در سیاره خود دارید ‘بدبختی عاشق شرکت کردن است.
با هر نفسی که می کشید، جذب می شوید و جذابیت می دهید. با هر بازدم می توانید آنچه را که مال شما نیست، رها کنید. و با هر نفس بیرون ، شما روشنگری و وزن برداری را احساس می کنید و خود به خود نور می شوید. آزاد بودن به عنوان کسی است که شما انتخاب می کنید ، آنچه را که ترجیح می دهید در آن حضور داشته باشید ، انتخاب کنید و آنچه را که شما نیستید بیرون بگذارید.
این اشتباه نیست که ایده این است که وقتی لرزش خاصی دارید آنچه را که نماینده آن است ، جذب می کنید.
نادرست نیست ، اما ناقص است. ایده‌ای برای درک این است که چون همه شما یک لرزش هسته‌ای واقعی دارید و تغییر ناپذیر است ، آن هسته نیز همیشه در یک فرکانس خاص تابش می کند و بنابراین در این صورت همیشه جذب آنچه نماینده‌ی آن فرکانس است،اتفاق می افتد.
بنابراین چیزهایی که همیشه نمایانگر نفس طبیعی شما هستند ، همواره تلاش می کنند تا به شما برسند.
عقاید شما آنها را دور می کند. کارهایی که با هسته شما ارتعاش ندارند ، همواره تلاش خود را انجام می دهند تا از شما دور شوند. شما با عقاید خود آنها را نگه دارید.
بنابراین ، به جای این که فکر کنید باید یاد بگیرید که چگونه چیزها را جذب کنید ، واقعاً مسئله‌ی رها کردن است.
چیزهایی که شما واقعاً به آن احتیاج دارید در حال حاضر تلاش برای رسیدن به شما بوده و چیزهایی که واقعاً نمی خواهید در حال حاضر تلاش برای فرار به همان سرعتی که ممکن است است ، اما به دلیل اعتقادی که به آنها شده اید اجازه نمی دهید که آنها را بدست آورید. در مورد خودتان آموختید.

صحبت پول
شما باید در مورد واژگانی که به کار می برید مراقب باشید زیرا هر کلمه فکر ، گفتاری یا نوشتاری ، اگر به صورت داخلی هدایت شود ، برنامه نویسی را تشکیل می دهد ، دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاه شما است. بسیار ساده انگارانه است که باور کنید آنچه را که در ذهنتان می گویید (فکر می کنید) و با صدای بلند بیان می کنید.
دقیق تر باید اینگونه باشد که چگونه فکر کنیم تا ثروتمند شویم. اندیشه به تنهایی باعث برتری رفتار یا برخی واقعیت ها و شرایط جسمی نمی شود.
با این حال ، درست است که بگوییم طرز تفکر در مورد پول و زبانی که در مورد پول استفاده می کنید اهمیت زیادی دارد.
اینکه چگونه در مورد پول صحبت می کنید ، برنامه ای را نشان می دهد که ناخودآگاه شما توسط شما هدایت می شود. و ناخودآگاه شما در حال جمع شدن برنامه‌ای است که می خواهد پاسخ دهد. علاوه بر این ، سخنان گفتاری شما راحتی و اطمینان خاطر یا ناراحتی و ترس از پول را به دیگران منتقل می کند.
هر متخصص فروش می تواند به شما بگوید که چشم انداز مانند بوی ترس از حیوانات است.
مذاکره کنندگان حرفه ای همه می دانند که کسی که حداقل آن را می خواهد قدرت دارد. به طور طبیعی پول با اطمینان و راحت ترین فرد در مورد آن جذب می شود.
مردم تمایل دارند که پول خود را به همین افراد منتقل کنند. وقتی با دیگران صحبت می کنید ، متن زیر وجود دارد که توسط ذهن آگاهانه و ناخودآگاه دیگران شنیده می شود.
وقتی می گویید که در مورد شخصی فقط “احساس خوبی ندارید” یا اینکه “شهود” شما به شما می گوید اعتماد به نفس نداشته باشید یا با کسی کار نکنید ، این برداشت های ناخودآگاه شما از پردازش تصورات از دید ، صدا ، حواس دیگر است ، در جستجوی پرونده های آن اطلاعات و تجربیات گذشته.
شما در واقع نمی توانید دلیل اینکه چرا احساس می کنید احساس کنید. شما فقط انجام دهید بنابراین ممکن است آگاهانه متوجه نشوید که وقتی در اطراف جو هستید ، او غالباً از نظر، فقر ، عدم موفقیت و ترس صحبت می کند ، بنابراین نمی خواهید از او بخرید ، با او سرمایه گذاری کنید ، یا در غیر این صورت با او درگیر شوید. اما ممکن است آن چیزی باشد که در ناخودآگاه شما اتفاق افتاده است.
به تمام این دلایل ، آنچه شما درمورد پول صحبت می کنید مهم است. به عنوان نمونه ، این عبارت را در نظر بگیرید: “دلارهای سخت درآمد”. همه شما این اصطلاح را می شناسید ، نه؟ دلارهای سخت درآمد. احتمالاً شنیده اید که والدینتان این حرف را می زنند.
دوستان شما ممکن است این را بگویند. شما ممکن است آن را بگویید یا تغییراتی در مورد آن داشته باشید ، بدون اینکه هرگز معنای واقعی آن را در نظر بگیرید. اگر آن را به برنامه نویسی ترجمه کنید ، این است که: پول گرفتن خیلی سخت است.
شما فقط از طریق کار دشوار و ناخوشایند پول می گیرید. اگر پول به نوعی بدون اتصال به کار سخت وارد شود ، مشکلی در آن وجود دارد. لکه دار یا سمی است. نادرست و ناسازگاری است که به راحتی آن را دریافت کنید.
حال عبارت “پول آسان” را در نظر بگیرید. برای اکثر مردم ، این “بد” است. برداشت این است که “پول آسان” به نوعی لکه دار ، کثیف ، غیرقابل دفاع است. تصور این است که کسی که به دنبال “پول آسان” است ، تنبل تنبل یا احمق است.
چه مانعی! این دیواری بلند و ضخیم است که مانع از آن می شود که کارآفرینان در کسب و کار خود به دنبال یافتن یا دیدن بسیاری از فرصتهای عالی باشند، که در دسترس آنها قرار دارد. من فکر می کنم این توضیح می دهد که چرا یک جفت چشم تازه و متخصص مانند من می توانند به راحتی و به طور مکرر فرصت های غیرقابل استفاده در مشاغل دیگران را ببینند.
این فقط نیست که صاحب مشاغل برای دیدن جنگل خیلی نزدیک به درختان باشد. دیواری وجود دارد که اصلاً نمی تواند آن را ببیند.
چه مانعی! اگر اوضاع آسان شود، اگر پول سریعتر شروع به گردش کند ، با مبالغ بیشتر از گذشته ، کارآفرین به طور ناخودآگاه آن را رد می کند و با همه شیوه های خرابکاری خود درگیر می شود تا جریان ناعادلانه را کُند کند. واقعیت این است که هیچ دلیلی برای درآمدزایی دشوار نیست
به روشهای سخت درآمد من هزاران کارآفرین را آموخته ام که چگونه راحت تر درآمد بیشتری کسب کنند. راه های زیادی وجود دارد که می تواند رخ دهد ، صد کتاب نتوانستند همه آنها را شرح دهد. هرچند ، سعی خواهم کرد که حس محدوده را به شما بدهم.
به عنوان مثال ، دکتر کریس تامشاک وجود دارد که یک سیستم بازاریابی فوق العاده مؤثر برای جذب بیماران به عمل کایروپراکتیک (فن ماساژ وجابجا کردن ستون فقرات
) خود ایجاد کرده است. در پشت این سیستم ، او از داشتن و بهره برداری از یک کلینیک به دو تا سه تا اینکه به چهار رفت. اما در آنجا او به دیوار برخورد کرد. وی که بسیار نازک بود سعی در مدیریت چهار کلینیک و همچنین یک کلینیک داشت. وی با كاهش كیفیت ناامید شد، بیش از پیش به خاطر مدیریت و كار مدیری مشغول شد و از توجه كارشناسانه اش به تبلیغات و بازاریابی دور شد و در حقیقت به سختی و سخت تر و كمتر كار كرد.

رهایی از پیوند کار و پول برای من آسان نبوده است. من بزرگ شدم که احترام زیادی به اخلاق کار داشتم. تجربیات جوانی من به من آموخت که پول و درآمد بسیار زیادی کسب می کند. تکان دادن آن ، جایگزین کردن آن فکر هیچ فریب ساده ای نیست. اما این پیوند توهم است ، نه یک واقعیت.
این بدان معنی نیست که من کار نمی کنم یا شما نباید چنین کاری انجام دهید. در حقیقت ، من فکر می کنم کار به نوعی برای سلامت روان و جسمی لازم است. اما کار هست.
شعار عضو پلاتین “هرچه كمتر بكنم ، بیشتر می كنم”. در معرض سوء تفسیر است. این به عنوان تنوع در موضوع “کار هوشمندانه تر ، و نه سخت تر” منظور شده است.
به شخصه ، من در زمینه کار با شرایطم ، روی کارهایی که از آنها لذت می برم ، در فرصت ها و وظایف برجسته کار می کنم ، و دیگران را مربی می کنم تا همین کار را انجام دهند. من همه چیز راجع به پیدا کردن راه هایی برای آسان تر کردن کارها انجام میدهم، نه سخت تر کردن آنها. برای انجام کارهای بیشتر با به دست آوردن اهرم کمترین کار را انجام میدهم. اما اگر فکر “دلارهای سخت درآمد” را می کنید و صحبت می کنید ، مانعی را برای انجام هر یک از این کارها تقویت می کنید.
این فقط یک نمونه از صدها بیانیه منفی و محدودکننده است که به طور عادی فکر می کنند و درباره پول می گویند. همه آنها آجر تقویت و تقویت دیوار بین شما و جذب حداکثر ثروت هستند.
آنچه صحبت می کنید نشان می دهد که شما چه چیزی هستید
بچه دارید؟ و در ماه گذشته چند بار به بچه ها توضیح دادید که پول روی درختان رشد نمی کند؟ از کجا آمده است؟
شاید شما فقط آنچه را که همیشه شنیده اید تکرار کنید. و برنامه ریزی شده است.
و اکنون ، در یک نقطه خاص از زندگی ، شما آن را مجدداً مرتب می کنید و بدون فکر کردن درمورد اینکه چه کاری را برای شما انجام می دهد یا چه کاری را برای شخصی انجام می دهد ، دوباره آن را تف می کنید. وقتی این را می گویید ، کدام سیستم اعتقادی ارتباط را تقویت می کنید؟
این بحث برای زمان و مکان دیگر است. در حال حاضر ، اجازه دهید با تمرکز شدید بر شما تمرکز کنیم. وقتی چیزی شبیه آن از دهان شما بیرون می آید ، از جایی به وجود آمده است. این از ذهن خود شما ، ناخودآگاه شما ، سیستم اعتقاد شما ، ضبط هایی که درون سر شما پخش می شود ناشی شده است. هرچه درباره پول بگویید همزمان است.
زبانی بی نظیر وجود دارد که توسط کارآفرینان جذب ثروت استفاده می شود. من همیشه این کار را می شنوم ، زیرا بیشتر اوقات به آنها آویزان می شوم و با آنها کار می کنم. من سالها در محاصره آنها بودم. آنها با یک زبان صحبت می کنند ، جهان خارج با دیگری صحبت می کند. من قصد ندارم یک لیست واژگان را به شما ارائه دهم و به شما پیشنهاد می کنم که آن را به خاطر بسپارید ، یا به شما پیشنهاد می کنم 20 بار در روز از کارتهای 3 در 5 را اینچی تأیید کنید.
این می تواند مفید باشد ، اما این یک قطعه کوچک از این معما، بسیار ساده است. تلاش برای استفاده از لیست واژگان باعث کاهش آن نمی شود. زبان بازتابی باید صادقانه و طبیعی از اعتقادات شما درباره پول و ثروت باشد. و از تغییرات انتخاب شده برای ایجاد در سیستم اعتقادی خود پشتیبانی کند.
اما اشتباه نکنید: آنچه شما صحبت می کنید مهم است. و شما می توانید با صحبت کردن زبان ثروت راحت تر ثروت بیشتری را به خود جلب کنید. از وقتی که محمدعلی با فریاد کشیدن گفت: “من بزرگترین هستم” کسی که به خاطر اظهارات ابرقولی و فوق العاده در مورد خودش و هر کاری که انجام می دهد مشهور شده است ، مانند دونالد.
تقریباً با هر نفس ، او چیزی را که ترامپ بزرگترین ساخته است ، اعلام می کند. بزرگترین ، بزرگترین ، شگفت انگیزترین، موفق ترین.

منبع :

https://www.parvaresheafkar.com/law-attraction/